مردمی شایسته یک هدیه جاودانه

قسمت پنجم                                                                            نوشته :حسن هوشمند

سال 1314شمسی در حالیکه حضرت آیت الله سید علی اصغر موسوی لاری تمام مساعی و تلاش های خود را صرف رفع مشکلا ت و گرفتاری های مردم کرده بود ، خداوند فرزند پسری را به ایشان عطا فرمود .حضور این نوزاد همانند هر نوزاد دیگری  ،حال و هوای خانه را تغییر داد و برای حضرت آیت الله که طی سه سال گذشته سخت درگیرمسایل و مشکلات مردم بود بهانه ای شد تا پس از سالها رنج و سختی ناشی از مشاهده زندگی هزاران انسان ساکن در لارستان لبخندی  شادی بخش بر لبانش نقش ببندد .

به همین دلیل ساعتی پس از تولد نوزاد ،او را در آغوش گرفت و پس از اذان و اقامه در گوش فرزند در حا لیکه سخت اظهار شادمانی میکرد با صدای نسبتا بلندی و در حضور سایر اعضای خانواده فرمودند :پسرم در این روز خجسته و به حرمت نام پاک امام حسن مجتبی (ع)تو را سید مجتبی می نامیم ،باشد که این نام بر تو مبارک و همراه با برکات اللهی باشد .پسرم به امید خداوند متعال تو را چنان پرورش دهم که در آینده تکیه گاه قابل اعتمادی برای هزاران انسان مومن وخدا جو در این کشور وحتی در جهان باشی .پسرم از تو انسانی بسازم که به امید پروردگار عالم همه وقت خود و درهر شرایطی از زندگی منشا خدمات ارزشمند و مهمی برای دین مبین باشی .

به همین دلیل فرزند حضرت آیت الله سید علی اصغر به رغم بر خوداری از محضر مادری دلسوز وپدری مهربان لیکن نسبت به سایر همسالان از زندگی دشوار تری برخوردار گشت . دشوار از این جهت که سالها قبل از این که به سن فراگیری و آموزش برسد ،در محیط خانه هر روز مشغول آموختن درس مهمی از زندگی شد . درسی که  آموختن آن خاص سید مجتبی بود و بانی و مسبب آن کسی نبود جز پدر .

بعنوان مثال ،یکی از اتفاقات مهم و خوشحال کننده در زندگی هر کودک اظهار لطف و محبت و در آغوش گرفتن و بوسیدن از سوی پدر درحضور دیگران و بخصوص کودکان همسن وسال است .اما سید مجتبی هرگز در حضور سایر کودکان از سوی پدر بوسیده نشد ، زیرا در آن سالها پدر بخشی از وقت خود را در میان کودکان یتیم و بی سرپرستی می گذراند که مسولیت آنها را بر عهده داشت و پیوسته در تلاش بود غم بیکسی بر روحیه آنها تاثیر نامطلوب  نگذارد .این کودکان در منزلی در همسایگی حضرت آقا زندگی می کردند تا رسیدگی و نظارت بر آنها آسان و دایمی باشد ،اما عدم توجه آیت الله به فرزند در حضور دیگر کودکان یک اقدام عمدی نبود بلکه حساب شده و با علم به جایگاه فرزند در آینده صورت می گرفت به همین دلیل آن مرد فرزانه به محض ورود به خانه کودک خود را بر زانو می نشاند و از اتفاقات پیش آمده  درسی مهم به او می آموخت .

جالب ترین واقعه ایام کودکی سید مجتبی در یک روز سرد زمستان اتفاق افتاد .آقا سید مجتبی به یاد داشت شب قبل هنگام خواب از لحاف بزرگی به عنوان روانداز استفاده کرد .اما بی خبر از این که نیمه های شب مردی سراسیمه ونالان منزل حضرت آیت الله سید علی اصغر را دق الباب می کند و با اندوه فراوان اعلام می نماید : همسرم وضع حمل کرده است . در خانه هیچ چیز برای روانداز نوزاد نداریم . اکنون مادر و کودک از سرما می لرزند. آیت الله سید علی اصغر به درون منزل می آید اما هیچ چیز نمی یابد تا به آن مرد کمک کند زیرا طی آن سالها هر آنچه بود واحساس کرد می تواند مشکلی از شخص فقیری بر طرف کند، بخشیده بود و اکنون درآن نیمه شب حتی یک پتوی کهنه نبود تا به آن مرد کمک نماید . ناگهان چشمش به رو انداز سید مجتبی افتاد با خود اندیشید این لحاف برای بچه  من زیاد است .بلافاصله نیمی از آن را برید و به مرد مستمند داد.

سید مجتبی هنگامی که بیدار شد با مشاهده لحاف نخست متعجب شد ناگهان با صدای بلند شروع به خندیدن کرد .آنچنان می خندید که سایر اعضای خانه به سمت اتاق او دویدند .سید مجتبی در حالیکه همچنان به شدت می خندید به لحاف اشاره می کرد . پدر فرزند کوچک خود را در آغوش کشید و در حالیکه او را می بوسید اتفاق شب گذشته را برای او بازگو کرد و گفت : فرزندم تو امروز اینگونه می خندی در حالیکه من دیشب  به خاطر رنجی که مردم این شهر می کشند تا بامداد می گریستم . این اتفاق آنچنان بر روحیه سید مجتبی تاثیر گذاشت که تا پایان عمر فراموش نکرد .

از جمله اتفاقات آموزنده دیگری  که از پدر و استاد خویش آموخت و هرگزآن را  فراموش نکرد مربوط به ایام کودکی و آموزش قران کریم در محضر پدر بود . آقا سید مجتبی هر روز بامداد در آتاق پذیرایی و تا قبل از ورود دادخواهان ساعتی را به فراگیری قران می پرداخت . روزی در کمال تعجب مشاهده کرد بجای قالیهای اتاق تعدادی حصیر زبر و سخت انداخته اند . به آرامی و ادب پرسید : قالیها چه شدند ؟پدر جواب دا دپسرم : قران بخوان ، بعد از اتمام درس قران با کنجکاوی در مورد قالیها از مادر سوال کرد و پاسخ شنید : دیروز یک طلبه جوان ازدواج کرد اما حتی یک فرش نداشتند حضرت آقا هم به او گفته بود بیا فرش خانه ما را ببر او هم آمده همه فرش ها را جمع کرده و برده .

آیت الله سید مجتبی موسوی لاری در سال 1332شمسی و در حالیکه هجده سال داشت به همراه پسر عموی خود حضرت آیت الله العظمی سید عبد العلی آیت اللهی عازم شهر مقدس قم شدند تا از محضر درس علمای عظام در حوزه علمیه قم مستفیذ گردند.

اما آموزش درس زندگی که از جانب پدر ارایه می گردید همچنان ادامه داشت .و در این مقطع از زندگی از سوی پدر ماموریت یافت  تا در تهران با دولت مردان و صاحب منصبان کشوری ملاقات کرده و ضمن تشریح اوضاع اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی منطقه لارستان برای آنها ،در ضمن از دیدگاه دولت مردان نسبت به لارستان بخصوص در امر نمایندگی مجلس مطلع شده و نتایج این ملاقات ها را بصورت مستمر به پدر گزارش نماید . حضرت آیت الله موسوی لاری بعد ها پیرامون اتفاقات آن روزها گفتند :هفته یک بار و عموما روزهای پنجشنبه به تهران می آمدم وبا شخصیت های مهم ومردان صاحب نفوذ ملاقات می کردم . در این ملاقات ها ضمن ابلاغ پیام آقا به انان ، پاسخ اقایان و نتیجه گفت و شنود های دو طرف را به اطلاع پدر می رساندم

زندگی در کنار مرد بزرگی چون حضرت آیت الله سید علی اصغر از حضرت آیت الله سید مجتبی یک مرد فرهیخته و دانا ساخته بود . ایشان در آن سنین و در آغاز جوانی با ملاقات با سران کشور و بحث های حساب شده و منطقی با آنها نشان دادکه درس های پدر طی این سالها از او یک مرد سیاستمدار و کهنه کار ساخته است . اوج خردمندی حضرت اقا سید مجتبی زمانی اشکار و هویدا شد که مقرر گردید با سردار فاخر حکمت رییس مجلس شورای ملی ملاقات کند . هنگامی که تاریخ و ساعت ملاقات تعیین گردید برای اینکه به مجلس شاهنشاهی مشروعیت ندهد  اعلام فرمودند  :بهتر است این ملاقات در منزل سید ابوالحسن باشد و با این اقدام سنجیده جایگاه بلند روحانیت لارستان را به بالاترین مقام سیاسی کشور گوشزد کردند .

در جریان همین ملاقات ها ی هفتگی با مردان صاحب نام کشور و نمایندگان حاکمیت بود که امکان ملاقات با شاه ایران برای آنجناب فراهم شد اما ایشان با هوشمندی این ملاقات را غیر ضروری دانسته وبه دربار نرفتند .با این حال به محض این که اطلاع حاصل کردند شهید نواب صفوی به قم آمده اند به دیدار ایشان شتافتند . دراین ملاقات شهید نواب صفوی به گرمی از ایت الله سید مجتبی موسوی استقبال کرده و می فرمایند چنانچه حضرت آیت الله سید علی اصغر قصد عزیمت به تهران دارند اطلاع دهید تا برای استقبال از ایشان فداییان اسلام در فرودگاه بسیج شوند .

 در جریان موضع گیری مراجع عظام در برابر لایحه انجمن ایالتی و ولایتی ، آقاسید مجتبی موسوی لاری واسطه رساندن طومار و پیغام های مردم معترض و حامی مرجعیت لارستان به دفتر علمای عظام ، بخصوص امام راحل (ره)شدند ودر سال 1341قبل  از عزیمت به کشور المان خدمت حضرت امام (ره) می رسند و امام ایشان را مامور تحقیق و بررسی پیرامون معماری مسجد هامبورگ و نیز عملکرد یکی از فعالان فرهنگی در المان می کنند .

-          فراتر از ایثار

حضرت آیت الله موسوی لاری در آغاز جوانی دچار یک بیماری گوارشی شدند و این بیماری تا پایان عمر شریف همچون یک مهمان ناخوانده و مزاحم جسم او را رنج داد اما عجیب اینکه بیش از پنجاه سال این بیماری در وجودش لانه کرده بود اما نتوانست به روح بلند و خدا جوی این مرد بزرگ خللی وارد سازد .

در سال 1342برای ادامه معالجات به آلمان سفر کردند و ره آورد این سفر اگر چه سلامتی جسم نبود لیکن نتایج تحقیقات و مطالعات خود را در قالب سلسله مقالاتی تحت عنوان «سفر به آلمان » به رشته تحریر درآورد که در نهایت همین مقالات موجب شکل گیری کتاب ارزشمند « اسلام و سیمای تمدن غرب » گردید . این کتاب از چنان اهمیت علمی، تحقیقی برخوردار بود که توسط معروفترین مترجمان جهان به زبانهای مختلف از جمله ،انگلیسی ، فرانسه ،عربی ، اردو ، اسپانیولی ، آلمانی ، ژاپنی ، روسی ، مالاوی ، چینی و چندین زبان زنده دیگر دنیا ترجمه وکتاب و مولف آن به شهرت جهانی رسید . تالیف آثار دیگر حضرت آیت الله از جمله کتاب هایی چون « رسالت اخلاق در تکامل انسان »و «مبانی اعتقادات در اسلام » و سایر اثار از حضرت آیت الله موسوی لاری نویسنده ای بزرگ و صاحب نام ساخت که می توانست برمسلمانان جهان تاثیر بگذارد .

با این حال هیچ کس نمی تواند این واقعیت را بپذیرد که بیماری سخت و طولانی مدت حضرت آیت الله به منزله نعمتی از جانب خداوند برای این بنده خاص بود . انسان های معمولی با یک روز ناراحتی گوارشی حد اقل به مدت یک هفته از زندگی عادی باز می مانند . لیکن این مرد در تمام عمر با بیماری گذراند و هر روز از آن بعنوان وسیله ای برای نزدیک شدن به خدا و رسول بر حقش بهره جست .

در سال 1355در شهر قم و در زیر زمین خانه کوچکش دفتری دایر کرد با عنوان «دفتر گسترش فرهنگ اسلامی » و شروع به ارسال کتاب به سایر کشورهای جهان نمود .طولی نکشید که بدلیل استقبال از خدمات این دفتر که حتی یک تابلو کوچک نیز بر سر در آن نبود هزاران نامه بسوی منزل آیت الله سرازیر شد وحضرت آقا را مجبور کرد نام دفتر را به « مرکز نشر معارف اسلامی درجهان » تغییر داده ، در ضمن خانه ای در نزدیکی منزل خریداری کنند و فعا لیت های مرکز را به آنجا منتقل نمایند . کلیه هزینه های این مرکزاز محل کمک های مردمی تامین می گردید.

در سال 1372به لحاظ تاثیری که انتشار کتاب های ایشان در جمهوری آذربایجان به جای گذاشته بود آکادمی علوم آن کشور دکترای افتخاری را به نام حضرت آیت الله موسوی لاری صادر نمود وبه همین مناسبت مراسمی در دانشگاه باکو برگزار شد .

خدمات بی نظیر آیت الله موسوی لاری به مردم سراسر جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان به یک موضوع جهانی مبدل گشت و تاثیر فعالیت های اسلامی این مرد فرهیخته از زندانهای امریکا تا کاخ سلطنتی انگلستان و کتابخانه واتیکان را درنوردید و هزاران انسان تشنه معنویت را در پنج قاره جهان از چشمه زلال اسلام ناب سیراب کرد. یک زندانی امریکایی در نامه ای خدمت آیت الله نوشت : تعدادی کتاب از طرف شما دریافت کردم ،این کتاب ها آرام آرام در تمایل به اسلام یاری ام کرد اکنون من در بیرون از زندان هستم و سازمانی را برای کمک به مسلمانان زندانی تاسیس کرده ام .مسوول کاخ سلطنتی انگلیس در نامه ای عنوان حضرت آیت الله می نویسند : والاحضرت ولز به من دستور داده اند که بهترین درود هایشان را به پاس ارسال کتاب « اهدایی » به شما اعلام نمایم .

ایشان خواسته اند که به جنابعالی اطلاع دهم که با کمال خوشوقتی ، کتاب شما را دریافت و تلاش و کوشش سخت شما را در خلق چنین اثری تحسین کرده و می ستاید ، والاحضرت ، لطف و مهربانی شما ، همراه با اندیشه دلسوزانه تان را ستایش کرده و به همین سبب از من خواسته اند که بهترین آرزوهای قلبی ایشان را به شما ابراز دارم .

مسوول کتابخانه واتیکان پیرامون کتاب ارسالی از مرکز نشر معارف اسلامی می نویسند :این کتاب حاوی مضامین عرفانی است ،از این رو آن را در بهترین جایگاه کتابخانه جهت استفاده محققان قرار دادیم .نگاهی گذرا به عملکرد سی و سه ساله مرکز نشر معارف اسلامی در جهان بیانگر این واقعیت است که میلیونها انسان  در پنج قاره جهان تحت تاثیر معنوی خود قرار داده است .برای معرفی فعالیت های مردی که از یک خانه کوچک در شهر قم با وجود یک بیماری سخت و طاقت فرسا و در مدت نیم قرن این چنین گسترده به معنویت مردم جهان کمک کرد وبه اعتقاد بسیاری از برزگان ،خدمات ایشان بیش ازیک  وزارتخانه است اگر عنوانی غیر از « فراتر از ایثار » بر میگزیدم از دایره انصاف خارج شده بودم .

                                                                                                                                                                ادامه دارد... .

 

 

 

�